نادر زالی، استاد تمام گروه شهرسازی دانشکده هنر و معماری دانشگاه گیلان در یادداشتی نوشت: استان گیلان در آستانه ورود به مرحلهای تازه از توسعه گردشگری قرار گرفته است؛ مرحلهای که در آن دریا، ساحل، جنگل، تالاب، شالیزار، خوراک، آیینهای محلی و زندگی روستایی نه بهصورت پراکنده، بلکه در قالب یک «برند واحد گردشگری» تعریف میشوند. گیلان با برخورداری از مجموعهای کمنظیر از ظرفیتهای طبیعی، فرهنگی و اقتصادی، میتواند به یکی از پیشروترین مقاصد گردشگری دریامحور کشور تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه برنامهریزی، روایتسازی، سرمایهگذاری و مدیریت ساحلی با رویکردی یکپارچه و آیندهنگر دنبال شود.
گیلان از معدود استانهای کشور است که در فاصلهای کوتاه، تجربه دریا، جنگلهای هیرکانی، تالابهای ارزشمند، روستاهای فعال، شالیزارهای حاصلخیز و فرهنگ خوراک و مهماننوازی را در کنار هم عرضه میکند. همین همنشینی استثنایی، مزیتی فراتر از گردشگری ساحلی رایج ایجاد کرده و زمینه را برای معرفی گیلان بهعنوان «مقصد تجربههای ترکیبی» فراهم ساخته است؛ مقصدی که گردشگر در آن تنها برای تماشای دریا یا اقامت کوتاهمدت به ساحل نمیآید، بلکه میتواند در یک سفر واحد، طبیعتگردی دریایی، پرندهنگری، خوراکگردی، گردشگری کشاورزی، ورزشهای ساحلی، آشنایی با آیینهای بومی و اقامت در روستاهای ساحلی را تجربه کند.
در ادبیات توسعه نوین، این ظرفیت در چارچوب «اقتصاد آبی» تعریف میشود که مورد تاکید سند آمایش سرزمین استان گیلان هم بوده است؛ اقتصادی که بهرهبرداری پایدار از منابع آبی و ساحلی را با اشتغال، سرمایهگذاری، حفاظت محیطزیست و ارتقای کیفیت زندگی جوامع محلی پیوند میدهد. گیلان، با قرار گرفتن در حاشیه جنوبی دریای خزر و برخورداری از موقعیت ارتباطی مهم در شمال ایران، میتواند سهمی جدی در تحقق سیاستهای توسعه دریامحور کشور داشته باشد. اما نقطه تمایز گیلان فقط ساحل نیست؛ مزیت اصلی آن، ترکیب ساحل با زیستبومهای متنوع و فرهنگ زنده محلی است؛ مزیتی که اگر درست روایت شود، میتواند تصویر گردشگری گیلان را از مقصدی صرفاً پرمسافر به مقصدی دارای هویت، کیفیت و برند پایدار ارتقا دهد.
ظرفیتهای نوپدید؛ دهکدههای گردشگری ساحلی، طبیعتگردی دریایی و کشاورزی گردشگرپذیر
یکی از مهمترین ظرفیتهای بالقوه گردشگری، روستاهای ساحلی گیلان است. این روستاها، بهدلیل برخورداری از چشمانداز طبیعی، سبک زندگی بومی، خوراک محلی، صنایع دستی، صیادی، کشاورزی و آیینهای اجتماعی، قابلیت تبدیل شدن به «دهکدههای گردشگری دریامحور» را دارند. چنین دهکدههایی میتوانند تجربهای متفاوت از سفر به شمال ایران ارائه کنند؛ تجربهای که در آن گردشگر بهجای توقف کوتاه در ساحل، با زندگی ساحلنشینان، غذاهای محلی، بازارهای کوچک، مسیرهای پیادهروی، شالیزارها و روایتهای مردم بومی مواجه میشود.
این ظرفیت، بهویژه برای توسعه گردشگری پایدار اهمیت دارد. گردشگری روستایی و ساحلی اگر با مشارکت مردم محلی طراحی شود، نهتنها موجب توزیع عادلانهتر منافع اقتصادی میشود، بلکه به حفظ هویت فرهنگی و جلوگیری از مهاجرت و رکود اقتصادی در نواحی ساحلی نیز کمک میکند. در چنین الگویی، جامعه محلی صرفاً میزبان منفعل گردشگر نیست، بلکه به کنشگر اصلی برند مقصد تبدیل میشود. خانههای بومی، غذاهای محلی، موسیقی و آیینها، صنایع دستی و سبک زندگی روزمره، همگی به عناصر زنده برند گردشگری گیلان بدل میشوند.
ظرفیت دوم، طبیعتگردی دریایی و اکولوژیک است. گیلان تنها مقصدی ساحلی نیست؛ این استان مجموعهای از تالابها، آبگیرها، رودخانهها، جنگلهای هیرکانی و زیستگاههای پرندگان را در کنار دریا دارد. تالاب انزلی، پارک ملی بوجاق، تالاب استیل آستارا، تالاب عینک رشت، تالاب امیرکلایه، چاف لنگرود و دیگر پهنههای آبی استان میتوانند به محورهای گردشگری تخصصی مانند پرندهنگری، عکاسی طبیعت، قایقگردی، آموزش محیطزیست، تورهای خانوادگی طبیعت و سفرهای کمکربن تبدیل شوند. این شکل از گردشگری، بهویژه برای نسل جدید گردشگران که به دنبال تجربههای اصیل، آرام، آموزشی و طبیعتمحور هستند، جذابیت روزافزون دارد.
ظرفیت سوم، پیوند گردشگری دریایی با گردشگری کشاورزی است؛ ظرفیتی که میتواند گیلان را از بسیاری از مقاصد ساحلی کشور متمایز کند. در گیلان، شالیزارها، باغهای چای، بازارهای محلی، فرآوردههای بومی، غذاهای سنتی و زندگی کشاورزی در فاصلهای نزدیک از ساحل قرار دارند. همین ویژگی، امکان طراحی بستههای سفر با محور «دریا و جلگه» را فراهم میکند؛ بستههایی که گردشگر در آن، هم از ساحل و تالاب بهرهمند میشود و هم تجربه حضور در مزرعه، چیدن محصول، پخت غذای محلی، خرید صنایع دستی و آشنایی با فرهنگ تولید بومی را به دست میآورد.
بندرانزلی، آستارا، کیاشهر و رشت؛ حلقههای مکمل برند دریامحور گیلان
در میان شهرستانهای ساحلی استان، بندرانزلی جایگاهی ویژه در شکلگیری برند گردشگری دریامحور گیلان دارد. این شهر با پیشینه بندری، تالاب جهانی، دسترسی دریایی، زیرساختهای تفریحی، ظرفیت منطقه آزاد، اسکلهها، مراکز گردشگری و موقعیت راهبردی در کریدور شمال ـ جنوب، میتواند به دروازه گردشگری دریامحور گیلان تبدیل شود. بندرانزلی ظرفیت آن را دارد که علاوه بر گردشگری عمومی، به مرکز رویدادهای دریایی، ورزشهای آبی، سفرهای کوتاهمدت ساحلی، گردشگری خرید و تجربههای ترکیبی تالاب و دریا تبدیل شود.
آستارا نیز از دیگر نقاط استثنایی استان است؛ شهری که در آن ساحل، جنگل، کوه، تالاب، رودخانه، بازار مرزی و ارتباط فرامرزی در کنار هم قرار گرفتهاند. این تنوع، آستارا را به یکی از مناسبترین نقاط برای تعریف برند «گردشگری ترکیبی دریا و طبیعت» تبدیل میکند. با این حال، برای تحقق این ظرفیت، لازم است تصویر گردشگری آستارا از وابستگی صرف به بازارچه و مرز عبور کرده و به سمت معرفی طبیعت ممتاز، مسیرهای اکوتوریسم، اقامت استاندارد، گردشگری خانوادگی و تجربههای بومی حرکت کند.
کیاشهر و محدوده پارک ملی بوجاق نیز میتوانند یکی از پایههای مهم برند طبیعتمحور گیلان باشند. این منطقه با ظرفیت پرندهنگری، تالاب، ساحل، رودخانه و آرامش طبیعی، امکان تبدیل شدن به مقصدی تخصصی برای گردشگران طبیعتدوست را دارد. چنین مقاصدی در جهان معمولاً با روایتهای دقیق محیطزیستی، راهنمایان آموزشدیده، مسیرهای استاندارد بازدید و محدودیتهای حفاظتی شناخته میشوند. در نتیجه، توسعه گردشگری در این مناطق باید همزمان با حفاظت جدی از زیستبوم انجام شود.
رشت، بهعنوان مرکز استان و شهر شناختهشده در حوزه خوراک، میتواند نقش پشتیبان و مکمل برند دریامحور گیلان را ایفا کند. پیوند «شهر خوراک» با «ساحل، تالاب و روستاهای گردشگری» ظرفیت تازهای برای بستهبندی سفر در گیلان ایجاد میکند. گردشگر میتواند سفر خود را از تجربه خوراک و بازارهای محلی رشت آغاز کند، سپس به سمت تالاب، ساحل، روستاهای ساحلی، مزارع و مسیرهای طبیعتگردی حرکت کند. این شبکهسازی میان شهر، ساحل و روستا همان چیزی است که میتواند گیلان را از یک مقصد پراکنده به یک مقصد دارای روایت و مسیر مشخص تبدیل کند.
ورزشهای ساحلی و رویدادهای دریایی؛ فرصت تازه برای جوانسازی برند گیلان
یکی از ظرفیتهای نوظهور گیلان برای برندینگ گردشگری، ورزشهای ساحلی و آبی است. سواحل گیلان، در صورت تجهیز استاندارد و رعایت الزامات ایمنی و محیطزیستی، میتوانند میزبان رویدادهای ملی و حتی بینالمللی در حوزه ورزشهای ساحلی، جشنوارههای دریایی، مسابقات قایقرانی، برنامههای خانوادگی ساحلی، رویدادهای فرهنگی کنار دریا و جشنوارههای خوراک ساحلی باشند. این رویدادها، برند گردشگری استان را از حالت فصلی و منفعل خارج کرده و به آن پویایی رسانهای میبخشند.
رویدادمحوری یکی از ابزارهای مهم برندسازی مقصد است. مقصدی که رویدادهای منظم، قابل پیشبینی و دارای کیفیت برگزار میکند، در ذهن گردشگر و رسانه ماندگارتر میشود. گیلان میتواند با طراحی تقویم رویدادهای دریامحور، شامل جشنواره خوراک ساحلی، جشنواره موسیقی و آیینهای بومی، مسابقات ورزشهای آبی، هفته تالاب، هفته گردشگری روستایی ساحلی و جشنواره صنایع دستی ساحلنشینان، یک جریان مستمر گردشگری در طول سال ایجاد کند. این اقدام علاوه بر جذب گردشگر، به افزایش ماندگاری سفر و افزایش درآمد جوامع محلی کمک میکند. اما برگزاری رویدادها بدون برند واحد و مدیریت هماهنگ، اثربخشی محدودی خواهد داشت.
برندسازی با مدیریت یکپارچه و روایت واحد
آینده گردشگری دریامحور گیلان تنها با توسعه فیزیکی محقق نمیشود. ساخت هتل، اسکله، مرکز تفریحی و مسیر دسترسی ضروری است، اما برای ساخت برند کافی نیست. برند زمانی شکل میگیرد که زیرساخت، کیفیت خدمات، روایت فرهنگی، مشارکت مردم، حفاظت محیطزیست، تبلیغات هوشمند و مدیریت مقصد در یک مسیر هماهنگ قرار گیرند.
در حال حاضر، یکی از چالشهای جدی گردشگری ساحلی گیلان، تعدد متولیان و پراکندگی تصمیمگیری است. تشکیل یک نهاد یا دبیرخانه تخصصی برای مدیریت برند گردشگری دریامحور گیلان، میتواند راهکاری عملی برای هماهنگی برنامهها، طراحی کمپینها، پایش کیفیت خدمات، حمایت از سرمایهگذاران و صیانت از هویت مقصد باشد.
از سوی دیگر، تبلیغات گردشگری گیلان باید از معرفی عمومی و تکراری فراتر رود. نسل جدید گردشگران با تصویر، روایت، تجربه و محتوای دیجیتال تصمیم میگیرد. بنابراین گیلان باید حضور حرفهایتری در شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای گردشگری، تولید محتوای چندرسانهای، نقشههای سفر، تورهای مجازی و کمپینهای هدفمند داشته باشد. روایتهایی مانند «دریا تا جنگل در یک روز»، «سفر به دهکدههای ساحلی گیلان»، «تالاب، خوراک و زندگی بومی»، «گیلان؛ مقصد ورزشهای ساحلی شمال ایران» و «از شالیزار تا ساحل» میتوانند پایههای یک زبان تازه برای معرفی استان باشند.
لذا با توجه به برشمردههای فوق، گیلان برای تبدیل شدن به مقصد پیشروی گردشگری دریامحور در شمال ایران، به چهار اقدام کلیدی نیاز دارد: طراحی برند جامع گردشگری دریایی، ارتقای زیرساختهای اقامتی و حملونقلی و اسکلهای، راهاندازی نظام مدیریت یکپارچه سواحل و اجرای کمپینهای هوشمند مبتنی بر روایتهای بومی و محلی. این اقدامات اگر با حفاظت محیطزیست، مشارکت جوامع محلی و جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی همراه شود، میتواند گیلان را به الگویی ملی در گردشگری دریامحور تبدیل کند.
گیلان امروز بیش از هر زمان دیگر آماده آن است که از ظرفیتهای پراکنده به سمت برند منسجم حرکت کند. این استان تنها ساحل ندارد؛ روایت دارد. تنها جنگل ندارد؛ پیوند کمنظیر جنگل و دریا دارد. تنها خوراک ندارد؛ فرهنگ زیسته خوراک، مهماننوازی و بازار محلی دارد. تنها تالاب ندارد؛ زیستبومی برای تجربه آرامش، پرندهنگری و آموزش طبیعت دارد. تنها روستا ندارد؛ دهکدههایی دارد که میتوانند میزبان تجربه اصیل گردشگری ایرانی باشند.
آینده گردشگری گیلان در گرو آن است که این ظرفیتهای نوظهور و استثنایی، با نگاهی علمی، منسجم و مردمی به برند تبدیل شوند؛ برندی که نهتنها برای جذب گردشگر، بلکه برای توسعه پایدار، اشتغال محلی، حفاظت از طبیعت و معرفی هویت فرهنگی گیلان به ایران و منطقه عمل کند. گیلان میتواند پرچمدار نسل تازهای از گردشگری در کشور باشد؛ گردشگری که از ساحل آغاز میشود، از دل جنگل و تالاب عبور میکند، در روستا و سفره گیلانی معنا مییابد و با نامی ماندگار در ذهن گردشگران ثبت میشود.
انتهای پیام/
نظر شما